close
تبلیغات در اینترنت
طنز
اخبار مهم:
شعرخوانی طنز حمایت از کالای ایرانی در حضور رهبر
درباره : معاونت توسعه مديريت و پشتيباني , پشتيباني و كارپردازي و خدمات , متفرقه , نكات خواندني , طنز ,
بازدید : 67
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : معاونت پشتیبانی , کارپردازی , خدمات , حمایت از کالای ایرانی , متفرقه , نکات خواندنی , طنز ,

خصوصیات یک لینوکسی

به ادامه مطلب بروید


طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز


ادامه مطلب
درباره : رايانه , نرم‌افزار , متفرقه , نكات خواندني , طنز ,
بازدید : 86
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : رایانه , آموزش رایانه , متفرقه , نکات خواندنی , طنز , لینوکس ,

نماز عصر حاضر

كليپ بسيار جالبي است كه دانشجويان در حضور رهبر انقلاب حضرت خامنه‌اي با خواندن شعري درباره نماز در اين روزها، موجبات شادي را فراهم مي‌كنند.

حتما ببينيد.

دانلود فايل

حجم فايل: 3.67 مگابايت

فورمت: MP4

قابل نمايش در گوشي تلفن همراه و رايانه


طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز

لینک ثابت
درباره : متفرقه , طنز ,
بازدید : 97
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : متفرقه , طنز , شعر , نماز , كليپ ,

تفاوت انسانهای چاق و لاغر در این است!
درباره : متفرقه , طنز , سلامت،بهداشت،پزشكي ,
بازدید : 121
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : متفرقه , طنز , سلامت و تندرستي ,

13 تجربه ناب براي موفق شدن در سازمانهاي دولتي

در صورتي كه كارمند دولت هستيد حتما از اين تجربيات استفاده كنيد.

1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار موثر است.

2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود.

3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد!

 

بقيه در ادامه مطلب


طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز


ادامه مطلب
درباره : متفرقه , نكات خواندني , طنز ,
بازدید : 94
امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 6


برچسب ها : طنز اداري ,

حس من در اولين روزه‌داري - طنز

سحرگاهان به قصد روزه داری
شدم بیدار از خواب و خماری

برایم سفره‌ای الوان گشودند
به آن هر لحظه چیزی را فزودند

 

 

بقيه در ادامه مطلب


طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز


ادامه مطلب
درباره : متفرقه , طنز ,
بازدید : 108
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : متفرقه , طنز , روزه داري , پيامكها ,

اضافه شدن صفحه جديد

به مجموعه اين وبلاگ دو صفحه جديد اضافه شد.

طنزستان شامل لينك به آدرسها و وبلاگ طنزنويسان امروز جامعه است.

آموزشهاي فيزيك شامل لينك به وبلاگ و آدرسهايي است كه آموزش فيزيك را همراه با انيميشن و شبيه سازي است؛ ويژه دبيران و دانش‌آموزان

 ليست صفحات را از منوي سمت راست نيز قابل مشاهده است.


طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز

لینک ثابت
درباره : فيزيك , آموزش فيزيك , متفرقه , طنز ,
بازدید : 147
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


آخرين روش براي معاف از سربازي!

اهداکنندگان عضو از سربازی معاف می‌شوند

» سرویس: اجتماعي - حوادث، انتظامي

جانشین اداره منابع انسانی ستادکل نیروهای مسلح از معافیت سربازان اهداکننده عضو از انجام خدمت سربازی خبرداد.

 

سردار موسی کمالی در گفت‌وگو با خبرنگار «انتظامی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره معافیت اهدا‌کنندگان عضو از انجام خدمت سربازی، گفت: در صورتی که فرد اهداکننده عضو به موجب این کار از کارایی بیفتد، ما وی را از خدمت سربازی معاف می‌کنیم.

 

به گفته وی، به عنوان مثال افرادی که یک کلیه خود را اهدا کنند در شمول معافیت‌های پزشکی قرار گرفته و از خدمت سربازی معاف می‌شود.

 

جانشین اداره منابع انسانی ستادکل نیروهای مسلح گفت: کسانی که عضو بدن خود را اهدا کنند، حتی در حین خدمت از خدمت سربازی معاف می‌شوند.

 

کمالی تاکیدکرد: داشتن کارت اهدای عضو، دلیلی بر معافیت از خدمت سربازی نیست.

انتهای پیام

منبع: خبرگزاري ايسنا

آدرس خبر

لطفاً حتــــــــماً به نظرات سري بزنيد.


طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز

لینک ثابت
درباره : متفرقه , طنز , دانش‌آموزان ,
بازدید : 107
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : اخبار , معافيت سربازي ,

تقاضاي يك كاربر

متن زير طنزي است از دكتر محسن حاجي زين‌العابديني


شبي ياد دارم كه چشمم نخفت

به ياد آمدم كاربر را كه گفت

 

تو در مكتبه با چنين خُلق بد

هميشه زني سينه‌ام دست رد

 

اگرچه تو داري هزاران كتاب

ولي با تو دارم هزاران عتاب

 

كه مخفي نمودي همه گنج را

شدي باعث اذيت و رنج را

 

مرا كردي آواره‌ي آن‌لاين

به سايت‌هاي اي‌بوكي و رايگان

 

تمام كتابخانه‌ی تو، شگفت!

به يك لحظه در هارد من جا گرفت

 

ولي چونكه آيم به سروقت آن

بسوزم از اين گنج دانش نهان

 

هزاران مِگ است حجم اين هاردها

نيابم كتابم، زنم دادها!

 

و گر يابمش كي توان لم دهم؟

بغل گيرمش، زير سر برنهم؟!

 

از اين روست، زين شيوه نادم شوم

دوباره به سوي تو عازم شوم

 

ولي جان هر كس كه داري قبول

برايم مكن چشم خود را چپول

 

بكن خُلق خود را برايم نِكو

و هي خنده كن هي خوش آمد بگو

منبع: http://negah3.blogfa.com


طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز

لینک ثابت
درباره : رايانه , متفرقه , طنز ,
بازدید : 112
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : رايانه , طنز , كتاب , كتاب الكترونيكي ,

چگونه يك خبر ناگوار را اعلام كنيم؟
داستان زیر را آرت بو خوالد طنز نویس پر آوازه آمریکایی در تایید اینکه نباید اخبار ناگوار را به یکباره به شنونده گفت تعریف می کند:
مرد ثروتمندی مباشر خود را برای سرکشی اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسید:
جرج از خانه چه خبر؟
خبر خوشی ندارم قربان سگ شما مرد.
سگ بیچاره پس او مرد. چه چیز باعث مرگ او شد؟
پرخوری قربان!
پرخوری؟
مگه چه غذایی به او دادید که تا این اندازه دوست داشت؟
گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد!
این همه گوشت اسب از کجا آوردید؟
همه اسب های پدرتان مردند قربان!
چه گفتی؟همه آنها مردند؟
بله قربان . همه آنها از کار زیادی مردند!
برای چه این قدر کار کردند؟
برای اینکه آب بیاورند قربان!
گفتی آب آب برای چه؟
برای اینکه آتش را خاموش کنند قربان!
کدام آتش را؟
آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاکستر شد.
پس خانه پدرم سوخت ! علت آتش سوزی چه بود؟
فکر می کنم که شعله شمع باعث این کار شد. قربان!
گفتی شمع؟ کدام شمع؟
شمع هایی که برای تشیع جنازه مادرتان استفاده شد قربان!
مادرم هم مرد؟بله قربان .زن بیچاره پس از وقوع آن حادثه سزش را زمین گذاشت و دیگر بلند نشد قربان.!
کدام حادثه؟
حادثه مرگ پدرتان قربان!
پدرم هم مرد؟
بله قربان. مرد بیچاره همین که آن خبر را شنید زندگی را بدرود گفت.
کدام خبر را؟
خبر های بدی قربان. بانک شما ورشکست شد. اعتبار شما از بین رفت و حالا بیش از یک سنت تو این دنیا ارزش ندارید .من جسارت کردم قربان خواستم خبر ها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان!!!

طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز

لینک ثابت
درباره : متفرقه , نكات خواندني , طنز , سلامت،بهداشت،پزشكي ,
بازدید : 101
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : نكات خواندني , خبر , طنز ,

طنز «اهميت حسن بودن»

مطلبی که ميخواهم براتون بنويسم از جواد مجابی نويسنده خوب کشورمونه. اميدوارم بدون اينكه افرادي با نام «حسن» بدشون بياد بخونن!

 

اهميت حسن بودن

 

حسن برای همسايه‌اش، يک همسايه است، برای زنش شوهر و برای بقيه فقط حسن.

 

او را در کوچه مي‌توان ديد، دعوت مي‌کنيدش به کار تا باغچه‌تان را بيل بزند.

حسن باغچه تان را بيل ميزند.

 

تا بار خود را به جايی برسانيد، حسن بار را روی دوشش مي‌گذارد و دنبالتان مي‌آيد.

 

تا اطاق‌ها را رنگ بزند. حسن اطاق‌ها را هم رنگ می‌زند.

 

شما سرش داد مي‌زنيد، ساکت مي‌ماند.

 

غذای شب مانده به او می‌دهيد، ساکت می‌ماند.

 

شما خيال می‌کنيد او يک گوسفند است.

او هم خيال می‌کند شما يک گرگ هستيد.

 

***

 

حسن مرد آرامی است.

 

در کوچه اعلانات را به آرامی نگاه مي‌کند.

 

در ميتينگ‌ها به آرامی فرياد می‌کشد.

 

در روضه‌خوانی به آرامی گريه مي‌کند.

 

در خانه اگر شام باشد به آرامی می‌خورد.

اگر نباشد به آرامی زنش را کتک مي‌زند.

 

***

 

حسن مرد قانعی است.

 

شبها نان و چای می‌خورد. ظهرها هم همينطور اما صبح خودش را مي‌تواند بدون صبحانه هم شروع کند.

 

حسن يک سماور روسی دارد که  که زنش آن را هميشه برق می‌اندازد.

 

حسن نان بربری را دوست دارد اما عادت ندارد توی خمير بربری را بکاود.

 

***

 

در خانه حسن کسی بی‌کار نيست.

 

پسر بزرگش در دکان آهنگری نعل می‌سازد.

حسن خوشحال است که کار پسر او برای جامعه فايده دارد.

 

پسر کوچکتر او بليط می‌فروشد.

حسن خوشحال است که پسرش در خوشبختی مردم دخالت دارد.

 

کوچک‌ترين پسر، شيشه‌های خانه مردم را می‌شکند.

حسن می گويد اين هم کاری است و پسرش را کتک مي‌زند.

 

حسن دو دختر دارد،

يکی بزرگتر از آنست که کاری کند،

و يکی کوچکتر از آنست که کاری از دستش بر آيد.


طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز

لینک ثابت
درباره : متفرقه , نكات خواندني , طنز ,
بازدید : 80
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


احمقانه‌ترين سؤالات از مايكروسافت

شرکت بريتيش تله کام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را که کاربران کامپيوتري يا اينترنتي اين شرکت ارتباطي از مشاوران آنها پرسيده اند منتشر کرد. به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است که حتي خود سوال کنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند. ليست احمقانه ترين سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسيده شده به شرح زير است:

 

1- کاربر: کامپيوتر مي‌گويد هر کليدي را (any keys) فشار دهيد اما من نمي‌توانم دکمه any را روي کيبوردم پيدا کنم.

-------------------------------------------------------------------------------

2- کاربر: من نمي‌توانم کانال‌هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض کنم.

-------------------------------------------------------------------------------

3- کاربر: من با يک نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا کنيد.

-------------------------------------------------------------------------------

4- کاربر: اينترنت من کار نمي‌کند؟

مشاور: مودم را وصل کرده‌ايد، همه سيم هاي کامپيوتر را چک کرده‌ايد؟

کاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز کامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده‌ام!

-------------------------------------------------------------------------------

5- کاربر: پسر 14 ساله من براي کامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي‌توانم وارد آن شوم.

مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟

کاربر: نه آن را به من نمي‌گويد چون با من لج کرده!!!

-------------------------------------------------------------------------------

6- مشاور: لطفا روي My Computer (كامپيوتر من)، کليک کنيد.

کاربر: من فقط کامپيوتر خودم را دارم کامپيوتر شما پيش من نيست.

-------------------------------------------------------------------------------

7- مشاور: مشکل شما به خاطر نرم‌افزار اسپاي ويري است که روي دستگاه‌تان نصب شده (اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)

کاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي‌تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض مي‌کنم من را ببيند؟

-------------------------------------------------------------------------------

8- کاربر: ماوس پد من سيم ندارد!

مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.

کاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا کند؟ يعني وايرلس است؟

-------------------------------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------------------------

در يک مورد ديگر نيز مرکز مشاوره مايکروسافت در انگليس ليستي از سوال‌هاي ابلهانه مشتريانش را اين گونه منتشر کرده است.

 

مرکز مشاوره: چه نوع کامپيوتري داريد؟

مشتري: يک کامپيوتر سفيد...

-------------------------------------------------------------------------------

مشتري: سلام، من «سلين» هستم. نمي‌تونم ديسکتم رو دربيارم

مرکز: سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟

مشتري: آره ولي اون واقعاً گير کرده

مرکز: اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...

مشتري: نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درايو... هنوز روي ميزمه.. ببخشيد...

-------------------------------------------------------------------------------

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.

مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

-------------------------------------------------------------------------------

مرکز: روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟

مشتري: سلام... من نمي‌تونم پرينت کنم.

مرکز: ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و...

مشتري: گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

-------------------------------------------------------------------------------

مشتري: سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي‌تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اماکامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

-------------------------------------------------------------------------------

مشتري: من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...

مرکز: آيا شما پرينتر رنگي داريد؟

مشتري: نه.

-------------------------------------------------------------------------------

مرکز: الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟

مشتري: يه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.

-------------------------------------------------------------------------------

مرکز: و الآن F8 رو بزنين.

مشتري: کار نمي‌کنه.

مرکز: دقيقاً چه کار کردين؟

مشتري: من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي‌افته...

-------------------------------------------------------------------------------

مشتري: کيبورد من ديگه کار نمي کنه.

مرکز: مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟

مشتري: نه، من نمي‌تونم پشت کامپيوتر برم.

مرکز: کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.

مشتري: باشه.

مرکز: کيبورد با شما اومد؟

مشتري: بله

مرکز: اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟

مشتري: چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي‌کنه!

-------------------------------------------------------------------------------

مرکز: رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.

مشتري: اون 7 هم با حروف بزرگه؟

-------------------------------------------------------------------------------

يک مشتري نمي‌تونه به اينترنت وصل بشه...

مرکز: شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟

مشتري: بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.

مرکز: ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟

مشتري: پنج تا ستاره.

-------------------------------------------------------------------------------

مرکز: چه برنامه آنتي‌ويروسي استفاده مي‌کنيد؟

مشتري: Netscape

مرکز: اون برنامه آنتي‌ويروس نيست.

مشتري: اوه، ببخشيد... Internet Explorer

(جهت يادآوري عرض مي‌شود كه هر دوي آنها مرورگرهاي اينترنت هستند)

-------------------------------------------------------------------------------

مشتري: من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

 

مرکز: مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي‌تونم کمکتون کنم؟

مشتري: عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول مي‌کشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟

مرکز: آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟

مشتري: من داشتم توي Word کار مي‌کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي‌کنيد؟

-------------------------------------------------------------------------------

مرکز: چه کمکي از من برمياد؟

مشتري: من دارم اولين ايميلم رو مي‌نويسم.

مرکز: خوب، و چه مشکلي وجود داره؟

مشتري: خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟


طنز

طنز https://eitaa.com/gmp_rozblog_com طنز طنز طنز طنز طنز طنز

طنز طنز طنز طنز طنز

لینک ثابت
درباره : رايانه , نرم‌افزار , متفرقه , نكات خواندني , طنز ,
بازدید : 122
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


برچسب ها : خواندني , طنز , رايانه ,